«خوارج» یکی از مشهورترین فرقههای شکل گرفته در تاریخ اسلام است که با وجود شهرت، شناخت دقیقی درباره آنها وجود ندارد. آنچه در متون تاریخی دیده میشود، نشان میدهد جریان خوارج با ماجرای «حکمیت» در جنگ صفین آغاز شد؛ هنگامی که کوفیان با وجود هشدارهای امیرمؤمنان(ع) و اصحابش، فریب مکر عمرو بن عاص را خوردند و فردی سادهلوح و متوهم مانند ابوموسی اشعری را به عنوان حَکَم خود برگزیدند و او نیز در مصاف با آن «مرد رِند» که اساساً با طرح بر نیزه کردن قرآنها چنین غائلهای را آغاز و معاویه را از نابودی حتمی رهانیدهبود، قافیه را باخت و کار به افتضاحی تاریخی در «دومةالجندل» (محل نشستهای حَکَمین) کشیدهشد. جمعی از کوفیان که پس از آن شکست فضاحتبار سیاسی و معاوضه یک پیروزی حتمی با آن، دچار سرخوردگی شدهبودند، موضوع حکمیت را از اساس باطل و آن را حرکت بر مسیر کفر دانستند و مدعی توبه از این عمل شدند، آنگاه به سراغ امیرمؤمنان(ع) رفتند و از آنحضرت هم خواستند به واسطه پذیرش حکمیت، توبه کند و چون امام(ع) – از آن رو که در اجرای این نقشه و رسوایی ناشی از آن کوچکترین نقشی نداشت – از پذیرش خواست آنان خودداری کرد، عَلَم طغیان برداشتند و -نعوذبالله- علی بن ابیطالب(ع) را کافر خوانده و مبارزه مسلحانه علیه وی را از واجبات دانستند و به دلیل خروج بر ولیامر مسلمین و بیرون رفتن از مسیر امت، به «خوارج» شهرت یافتند. این گروه در منطقه نهروان اردو زدند و مقدمات یک شورش بزرگ را فراهم آوردند، اما تا زمانی که شمشیر آنها در غلاف بود و تنها به سخن اکتفا میکردند، امام(ع) حتی سهمیه آنها از بیتالمال را قطع نکرد. با این حال، آنها جسارت را از حد گذراندند و دست به قتل مسلمانان آلودند؛ عبدالله بن خبّاب و همسر وی ازجمله افرادی بودند که خوارج آنها را به شهادت رساندند. خوارج که مدعی دیانت بودند، شکم زن باردار عبدالله را دریده و جنین او را بر نیزه زدند. به این ترتیب، حجت بر ایشان تمام شد و امام علی(ع)، در نبردی سخت که گزارش آنها در متون تاریخی به تفصیل بیان شده، شورش خوارج را در هم کوبید. با این حال، موضوع خوارج و وجود آنها در جامعه اسلامی هیچگاه به تاریخ نپیوست، آنها باقی ماندند و در شکلها و گونههای مختلفی بروز و ظهور پیدا کردند، همانطور که امیرمؤمنان(ع) فرمودهبود: «اِنَّهُمْ نُطَفٌ فی اَصْلابِ الرِّجالِ وَ قَراراتِ النِّساءِ، کُلَّما نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ حَتّی یَکُونَ آخِرُهُمْ لُصُوصاً سَلابینَ»؛ اینان نطفههایی هستند در صلب مردان و رَحِم زنان، هرگاه از آنان شاخی سر زند، بریده شود تا اینکه آخرین آنان تبدیل به راهزنان شوند.
در ترازوی تاریخ
شواهد تاریخی نشان میدهد برخلاف باور تعداد زیادی از مورخان، مبدأ شکلگیری خوارج به عنوان یک خط فکری در تاریخ اسلام، به مدتها پیش از ماجرای حکمیت و جنگ صفین بازمیگردد. افرادی مانند «حرقوص بن زهیر» که بهویژه در جریان جنگ «حُنین» عقاید خود را آشکار کرد، نمونههای قابل مطالعهای هستند. طبق مستندات تاریخی «حرقوص» هنگام تقسیم غنایم جنگی، رسولخدا(ص) را به بیعدالتی متهم کرد. وی بعدها در زمره رؤسای خوارج قرار گرفت و در نهروان کشته شد. امثال «حرقوص» خود را مسلمانانی پاکباخته میدانستند و حتی در عبادات فردی مانند نماز، دست به زیادهرویهای عجیب و غریب میزدند، اما قائل به تبعیت از «شارع» نبودند و تفسیر او را از کلام وحی برنمیتابیدند. به همین دلیل، در مسیر شکلدادن به ساختارهای اعتقادی از مشی تصویر شده توسط قرآن و حدیث تبعیت نمیکردند و برداشتهای ظاهری و سلیقهای خود را از مفاهیمی مانند توحید، شرک، کفر، ایمان، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان محور و اساس در نظر میگرفتند. چنین رویهای سبب شد به عنوان بدعتگذارانی تندخو در تاریخ اسلام شناخته شوند. با اینحال، حتی خوارج قرون اولیه نیز بارها و بارها از آنچه به عنوان پایههای لایتغیر اعتقادیشان تصویر کردهبودند، عدول میکردند. نمونه بارز و قابل مطالعه در این زمینه، «نجدة بن عامر» و گروهی از خوارج پیرو او، مشهور به «نجدات» هستند که حتی پنهان کردن عقیده از دیگران را برای حصول نتیجه و عبور از تنگناها مجاز میشمردند؛ انگارهای که هیچ سنخیتی با تفکر ظاهربین و تند خوارج نداشت. به دیگر سخن، آنها باوجود ادعای تعصب و تمایل ظاهری به تصلب، در بسیاری از موارد از ادعاهای پیشین برای رسیدن به منافع جدید عدول میکردند و این روش سبب میشد بدعتهای «خوارجگونه» در دیگر وجوه رفتاری آنها هم توسعه پیدا کند. این مسئله، البته تأثیری بر روش «تکفیر سیستماتیک» آنها نمیگذاشت. خوارج در تمام تاریخ، بهویژه به دلیل مسئله تکفیر دیگران و دوقطبیسازی در جامعه اسلامی شهرت داشتهاند. آنها مسلمانان را به دو گروه مؤمنان و «کافران حربی» تقسیم میکردند و طبعاً، به غیر از خودشان گروه دیگری را در چارچوب جناح مؤمنان قرار نمیدادند. این «خود حقپنداری» به نوعی سبب «انسداد رواداری» میشد و عملاً باب گفتوگو را پیش روی آنها میبست. در پی این وضعیت، خشونت به شکل ساختاری در فضای عقیدتی خوارج موجودیت خود را پیدا میکرد و کشتار بیرحمانه، با تکیه بر باور قطعی به انحصار جریان خودی، ارتباط با آنها را برای دیگر گروههای جهان اسلام ناممکن مینمود.
«نئوخوارج» در عصر جدید
از سوی دیگر، خوارج با چنین نگاه عجیبی به مفاهیم دینی که برساخته موهومات عوامانه با لعابی از اسامی و ظواهر اسلامی بود، دچار رفتارهای «پارادوکسیکال» و فاقد پشتوانه عقلانی میشدند. هر چند نمونههای دیگر «گریز از عقلانیت» را میتوان در میان برخی جریانهای عقیدتی مشاهده کرد، اما التهاب ناشی از این رویه به دلیل تفاسیر شاذ و خارج از چارچوب شریعت در میان خوارج بسیار شدیدتر و پردردسرتر بود. جالب اینجاست که تفکر خوارج، در حصار عنوان این فرقه باقی نماند و بهتدریج در بطن تفکرات دیگر جریانهای فعال در جهان اسلام نیز نفوذ پیدا کرد. آنچه در قرن چهارم توسط «بربهاری» (درگذشته ۳۲۹ قمری) و در قرن هشتم توسط «ابنتیمیه» (درگذشته ۷۲۸ قمری) به عنوان برداشتی شخصی و شاذ از اعتقادات دینی عنوان شد و بعدها در قالب عقاید جریان «وهابیت» ادامه پیدا کرد را میتوان به نوعی، بخشی از نفوذ ساختاری تفکرات خوارج در جهان اسلام در نظر گرفت. این عقاید در دوران ما، در قالب گروههایی مانند «داعش» و «جبهه النصره» بروز و ظهور کاملی داشتهاست.
با این حال، اگر تفکرات «نئوخوارج» را تنها از منظر فعالیتهای شبیه به خوارج قرون متقدم مطالعه کنیم، قطعاً مطالعه کاملی از آب در نخواهد آمد. شیوهنامه «تفکر خوارج» قطعاً به نوع نگاه در مقولههایی مانند توحید، شرک و مانند آن منحصر نیست. در تاریخ معاصر جریانهایی با الگوی خوارج قابل احصا هستند که هرچند رنگ و بوی مذهبی محدودی دارند، اما در شیوه فکری، کاملاً در همان چارچوب قدم برمیدارند. نمونه قابل مطالعه در این زمینه، در روزگار ما، گروهک تروریستی «سازمان منافقین» است.
شاید اگر برای توضیح این معنا به سخنان «رهبر شهید» که در بیانات ۱۲/۱۱/۱۳۷۵ ایراد شدهاست رجوع کنیم، بتوانیم درک مناسبتری از مسئله بدست آوریم. ایشان در آن سخنرانی ضمن تحلیل مفهوم تاریخی خوارج، میگویند: «خوارج را درست ترجمه نمیکنند. من میبینم که متأسفانه در صحبت و شعر و سخنرانی و فیلم و همه چیز، خوارج را به خشکه مقدسها تعبیر میکنند. این، غلط است. خشکه مقدس کدام است؟! در زمان امیرالمؤمنین(ع) خیلی بودند که برای خودشان کار میکردند. اگر میخواهید خوارج را بشناسید، نمونهاش را من در زمان خودمان به شما معرفی میکنم. گروه منافقین که یادتان هست؟ آیه قرآن میخواندند، خطبه نهجالبلاغه میخواندند، ادعای دینداری میکردند، خودشان را از همه مسلمانتر و انقلابیتر میدانستند؛ آن وقت بمبگذاری میکردند و ناگهان یک خانواده، بزرگ و کوچک و بچه و صغیر و همه کس را به هنگام افطارِ ماه رمضان میکشتند! چرا؟... خوارج اینهایند. خوارج را درست بشناسید: کسانی با تمسکِ ظاهر به دین، با تمسک به آیات قرآن، حفظ کردن قرآن، حفظ کردن نهجالبلاغه(البته آن روز فقط قرآن بود؛ ولی در دورههای بعد، هر چه که مصلحت باشد و ظاهر دینیِ آنها را حفظ کند) به برخی از امور دینی ظاهراً اعتقاد داشتند؛ اما با آن لُبّ و اساس دین مخالفت میکردند و بر روی این حرف تعصب داشتند. دم از خدا میزدند؛ اما نوکری حلقه به گوش شیطان را داشتند. دیدید که منافقین یک روز آنطور ادعاهایی داشتند؛ بعد هم وقتی لازم شد، برای مبارزه با انقلاب و امام و نظام جمهوری اسلامی، با آمریکا و صهیونیستها و صدام و با هر کس دیگر حاضر بودند کار کنند و نوکریشان را انجام دهند!».
روایت پایانی
خوارج عصر جدید که میتوان آنها را با عنوان «نئوخوارج» خطاب قرار داد، شاید از نظر ظاهری شباهتی به رویکردهای اعتقادی خوارج قرون اولیه و نمونههای سنتی آنها در دوران حاضر – مانند داعش – نداشتهباشند، اما الگوهای فکری و رفتاری آنها کاملاً با ساختارهایی که مورد بررسی قرار دادیم، تطبیق و همخوانی دارد. در آنها میتوان نشانههایی مانند ظاهرگرایی، «خود حق پنداری» و «انسداد رواداری» را به گستردگی دید. رفتارهایی که عملاً اسباب تولید خشونت و اختلافات عمیق در جامعه را فراهم میکند. خطر این نوع تفکر، بهویژه در ایجاد شکاف و توسعه بحران «دوقطبی شدن» در جامعه بیشتر به چشم میآید. زمانی که کشور بیش از هر زمان دیگر در تاریخ ۱۰۰ ساله اخیر به ثبات، اتحاد و همدلی نیاز دارد، فعالیت جریانهایی با الگوی «نئوخوارج» میتواند بهشدت آسیبزا باشد و از توان بازدارندگی امت اسلامی و ملت مسلمان ایران تا حد زیادی بکاهد. این تفکرات، البته مورد توجه و تقویت نهادهای اطلاعاتی دشمن است و بازیگران فعال در آن، خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی میکنند. به نظر میرسد در این شرایط، بازخوانی اندیشه خوارج در بستر تاریخ و تطبیق آن به الگوهای نوین، یک ضرورت مهم و اساسی برای کسانی است که قصد دارند دست به تکاپوهای سیاسی در ایران امروز بزنند.





نظر شما